X
تبلیغات
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان دلگشا
 گل نرگس

گلهای نرگس مرکز دلگشا  مدتی است که جوانه زده اند و روز به روز بلند تر از روز قبل می شوند . اعضای مرکز دلگشا با دیدن این جوانه های زیبا دست به یک حرکت زیبا زدند. آنها با کمک مربی هنری مرکز این گلدانها را  تزئین کردند .آنها به کمک کاغذهای رنگی و با استفاه از خلاقیتی که به خرج دادند گلدانهایی با نمایی زیبا ساختند.

|+| نوشته شده توسط مربیان مرکز در یکشنبه ششم آذر 1390 و ساعت 14:46  
 یه کار اشتراکی

کار کاغذ و تا یا همون اوریگامی یه کار جالب و خلاقه که بچه ها بعد از اینکه شروع به کار می کنن دیگه دلشون نمی یاد که اونو رها کنن! مثل دوستای نوجوان مرکز که با علاقه فراوان از روی مراحل گفته شده کتاب کاغذها رو تا کردند و این شکلهای قشنگ رو درست کردند .

از اونجایی که خیلی ذوق کرده بودند از کارشون  ما هم گفتیم کارشون رو تو وبلاگ بزنیم .

ببخشید اگه تصویرمون خیلی خوب نیست چون اسکن کردیم . در آینده اگه برا ی مرکز ما هم دوربین تهیه بشه عکسهای بهنری می زنیم.!!!

کاری از فائزه  غلامی و راضیه فقیه و فاطمه غلامی 

|+| نوشته شده توسط مربیان مرکز در سه شنبه یکم آذر 1390 و ساعت 14:20  
 دفاع مقدس

در این یک هفته ای که  گذشت به مناسبت هفته دفاع  مقدس فعالیتهایی در مرکز دلگشا انجام شد. یکی از این فعالیتها کارگاه خوشنویسی با موضوع دفاع مقدس بود . گوشه هایی از این فعالیت را با عکسهایی که گرفته شده نشان می دهیم.

|+| نوشته شده توسط مربیان مرکز در پنجشنبه هفتم مهر 1390 و ساعت 10:52  
 کار با سرانگشتان

امروز در کانون دلگشا پسران پر انرژی  و خلاق  کار با سرانگشتان  انجام دادند . انگشتهای کوچکشان را  آغشته به رنگ کردند و نقاشیهای زیبا خلق کردند.

نمونه هایی از کارهایشان را در اینجا درج می کنیم تا شما عزیزان نیز ببینید.

 

 

امیر حسین تقی زاده-۸ ساله

 

 

پارسا مهدی زاده - ۹ ساله

 

آرین ناظریان ۱۱ ساله

 

منصور بحری- ۱۱ ساله

 

 

 

|+| نوشته شده توسط مربیان مرکز در شنبه چهارم تیر 1390 و ساعت 12:16  
 مادر یعنی

به مناسبت فرا رسیدن روز مادر یک پانل زیبا با عنوان مادر یعنی در مرکز نصب شده و اعضای کودک و نوجوان به خوبی از آن استقبال کرده و جمله های زیبایی نوشته و به روی آن نصب می کنند. نمونه جمله های بعضی از اعضا را انتخاب کردیم که با هم می خوانیم.

 

 مادر یعنی عشق.عشقی که مادر به فرزند خود دارد هیچکس جز مادر آن عشق را در خون خود ندارد پس مادر یعنی عشق            محبوبه منصوری -13 ساله 

 

مادر یعنی فرشته یک فرشته زمینی که نمونه اش را نمی توان در جایی پیدا کرد. مادر بهترین است.  فائزه غلامی 12 ساله

 

مادر یعنی فرشته ای که مانند پروانه ای که دور سر هر فرزندش می چرخد و آنها را تا موقع مرگ همراهی می کند       فاطمه غلامی 13 ساله

 

مادر یعنی خورشیدی در آسمان که اگر خورشید نباشد همه از نبود او ناراحت می شوند مادرم فرشته من است مادر دوستت دارم     فهیمه خدای گل 12 ساله

 

مادر یعنی عشق  در دنیایی که مادر نباشد محبت و دوست داشتن معنا ندارد    نازنین نوری 8 ساله

|+| نوشته شده توسط مربیان مرکز در یکشنبه یکم خرداد 1390 و ساعت 12:17  
 معلم و بچه ها
اعضای دلگشا برای تشکر از معلمان مهربانشان نقاشی کشیدند.

محبوبه رضاپور

 

نازنین باقی زاده

 

فهیمه خدای گل

 

|+| نوشته شده توسط مربیان مرکز در جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390 و ساعت 9:44  
 یک روز با کاردستی

امروز بچه های دلگشا کار کولاژ پارچه انجام دادن . بهار در کارهای زیباشون موج می زنه. ما که از کارهایشان خیلی خوشمون آمد ... شما نظرتون چیه ؟

کارها به ترتیب از فهیمه خدای گل 12 ساله نادیا مقامی 11 سالهمحبوبه رضاپور 11 سالهمعصومه ذوالفقاری 11 ساله – سارا عزت زاده 11 ساله

|+| نوشته شده توسط مربیان مرکز در پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390 و ساعت 13:53  
 ارسال آثار اعضا

امروز تعدادی از اسباب بازیها و عروسکهای قدیم و بومی که بچه های کانون دلگشا تهیه کرده بودند را به استان ارسال کردیم .  بچه ها این عروسکها را از  پدرها و مادرهایشان گرفته بودند اسباب بازیهایی که مادرها وپدرهایشان در کودکی با آنها بازی می کردند.این اسباب بازیها  جهت شرکت درنمایشگاه بچه های دیروز و امروز  که از طرف کانون برگزار می شود ارسال شد . ما برای این بچه ها آرزوی موفقیت می کنیم.

اسامی اعضای شرکت کننده : کوثر باقر زاده  11 ساله- سکینه ربیع پور   11 ساله -معصومه ذوالفقاری   10 ساله- محبوبه رضاپور   11 ساله-  مبینا روزشا    8 ساله - شکیلا باسامی     11 ساله  - نازنین باقی زاده   10ساله - نسرین هرسیج ثانی   11 ساله -  فهیمه خدای گل    12 ساله     

 

 

 

|+| نوشته شده توسط مربیان مرکز در پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389 و ساعت 11:54  
 هفته دفاع مقدس در کانون دلگشا

همزمان با آغاز هفته دفاع مقدس ویژه برنامه های این مرکز آغاز شد.

 از ابتدای هفته  دفاع مقدس (31/6/89 ) نمایشگاهی بر پا شده است که شامل عکس و پوسترهای رزمندگان و شهیدان، تراکت های متعدد از فرمایشات امام، معرفی کتابهای موجود در مرکز با موضوع دفاع مقدس و آثار خوشنویسی و نقاشی اعضا با این موضوع می باشد.

در ضمن پنجشبه 1/7/89 اعضا و مربیان این مرکز برای قدر دانی از ایثار گری و فداکاری شهیدان دلگشا بر سر مزار آنان حاضر شدند و با اهدای شاخه گل و گلاب پاشی و صلوات و قرائت فاتحه یاد آنها را در دلهای خود زنده کردند.

 

 برنامه های این مرکز همچنان با دعوت از مدارس و انجام فعالیتهای مرتبط با  این هفته تا 6/7/89 ادامه خواهد داشت.

 

|+| نوشته شده توسط مربیان مرکز در شنبه سوم مهر 1389 و ساعت 9:27  
 اولین نمازی که خواندم

بچه های مرکز دلگشا  در طرح ادبی اولین نمازی که خواندم  چیز های قشنگی نوشتند گوشه هایی از متن آنها را انتخاب کردیم  که برای شما هم می نویسیم تا بخوانید.

 

معصومه ذوالفقاری  کلاس سوم نوشته : اولین نمازی را که خواندم در امام رضا بود . آن روز من آنقدر خوشحال بودم که داشتم بال در می آوردم . مادرم مرا بوسید و بعد از تمام شدن نماز گفت نمازت قبول باشه.  

نرگس کردی  کلاس پنجم نوشته : اولین نمازی که خواندم در مسجد در کنار دوستم مبینا بودم ما هیچی از نماز خواندن نمی دانستیم به دیگران نگاه می کردیم وقتی آنها به رکوع می رفتند ما هم به رکوع می رفتیم . ما در صف اول نماز می خواندیم .

 بهاره شعبانی کلاس اول راهنمایی نوشته : من اولین نمازی که خواندم در جشن عبادت بود همه بچه ها با چادرهای سفید با گلهای بنفش نماز می خواندند . من نماز را بلد نبودم و در بین نماز با دوستانم حرف می زدم انگار نه انگار که دارم نماز می خوانم.

 حمید رضا قاسمی کلاس چهارم نوشته: من اولین نمازی را خواندم در مکه بود آنجا خیلی شلوغ بود و یادم می آید که مردم بدون مهر نماز می خواندند.

 پوریا فقیه کلاس دوم راهنمایی نوشته اولین نمازی که خواندم بسیار خاطره انگیز بود. ابتدا وضو گرفتم خیلی دست و پا شکسته بود من کنار پدر بزرگم ایستادم و او هر چه که می گفت تکرار می کردم نماز را که داشتم می خواندم زنگمان به صدا در آمد و برایمان نذری شله زرد آوردند وقتی آن را دیدم به طرفش رفتم انگار نه انگار که نماز می خواندم شروع به خوردن نذری کردم خیلی خوشمزه بود.  

 

|+| نوشته شده توسط مربیان مرکز در پنجشنبه هجدهم شهریور 1389 و ساعت 11:18  
 آثار اعضا
امروز  در کلاس نقاشی اعضای نوجوان با کلمه نماز طرح های زیبایی زدند شما هم ببینید

 زینب رمضانی - اول راهنمایی

 مریم دادجو- دوم راهنمایی

 پرستو ناظریان - دوم راهنمایی

 

|+| نوشته شده توسط مربیان مرکز در پنجشنبه بیست و چهارم دی 1388 و ساعت 13:16  
 نامه خبرنگار
 

 

نامه خبر نگار افتخاری معصومه رجب زاده که با خط خوش و نقاشی زیبا تزئین شده است :(حیفمون اومد که عین نامه رو به شما نشون ندیم)

|+| نوشته شده توسط مربیان مرکز در شنبه چهاردهم شهریور 1388 و ساعت 10:27  
  نمایشگاه نماز قرآن رمضان

قرار است در این ماه پر برکت  نمایشگاهی با موضوع نماز قرآن و رمضان از 14 تا 16شهریور همزمان با میلاد امام حسن مجتبی (ع) در مراکز تنکابن و ساری یک برگزار گردد.

اعضای مرکز دلگشا با نقاشی روی پارچه در 2قطعه 8متری و ارسال 5لوح گلی با  موضوع عبارت و نیایش در این نمایشگاه شرکت خواهند کرد. امروز مربیان ما در حال آماده سازی این آثار بودند تا به موقع تحویل نمایشگاه دهند. 

مائده رمضان نیا خبر نگار افتخاری کانون

|+| نوشته شده توسط مربیان مرکز در سه شنبه دهم شهریور 1388 و ساعت 9:17  
 سفر به شهر رمضان

راهم را گم کرده بودم که ناگهان به شهر زیبایی رسیدم  که غیر قابل وصف بود نمی توانم این شهر زیبا را توصیف کنم برایم جالب بود از هر قدم مردمان این شهر گل می رویید. مردمان این شهر خیلی با صفا بودند غم در چهره هایشان دیده نمی شد، شهر خود را آذین بسته بودند  هیچکدام از آن ها از کسی بد گوی نمی کردند وهمیشه در حال عبادت بودند .

از مرد پیر و نورانی پرسیدم در این شهر چه خبر است؟ آن مرد پیر گفت: ما به استقبال خداوند  منان می رویم .

دوام این شهر پرحکمت فقط به اندازه یک ماه از سال است.

کمی که جلوتر رفتم مرد خوش چهره و زیباییرا دیدم که  بر اسبی نشته بود و کاغذ های زیادی در دست داشت.  پرسیدم او کیست ؟ گفتند: این مرد سرور و سالار ما و حاکم این شهر آقا امام زمان است و آن کاغذ ها نامه سرنوشت و تقدیر ما آدمها ست که دراین ماه نوشته می شود.

این شهر بهترین شهری بود که تا بحال دیده بودم  و بهترین مردم و بهترین خانه ها .

تازه به خودم آمده بودم که چه قدر از یاد خدا غافل بودم وچه قدر زیبا بود که می تواستم خدا را دوباره دریابم.

پوریا فقیه کلاس اول راهنمایی

|+| نوشته شده توسط مربیان مرکز در دوشنبه دوم شهریور 1388 و ساعت 11:5  
 26 مرداد

 

۲۶مرداد سالروز ورود آزادگان سرافرازبه میهن اسلامی گرامی باد

 

امروز در حال مطالعه کتاب بودیم که علی کوچولو با یک پلاستیک آب که تعداد زیادی ماهی سیاه  کوچولو توی اون بود وارد مرکز شد . او این ماهی ها رو از رود خونه کنار خونشون گرفته بود و برای ما آورده بود.

فعالیتهامون رو  با معرفی وقایع با مناسبت امروز که ورود آزادگان به ایران بود شروع کردیم  کتاب آزاده رو با بچه ها خوندیم بچه ها در مورد آزادی نقاشی کشیدند و تصورشون از آزادی رو به ترتیب زیر برامون نوشتند:

 

آزادی یعنی : هر کاری را بخواهیم بتوانیم انجام بدهیم به شرطی که امنیت دیگران را نگیریم

آزادی یعنی: در کشور خود زندگی کنیم و و به کسی وابسته نباشیم

آزادی یعنی: واقعا زندگی کردن

آزادی یعنی: از زندان فرار کردن

آزادی یعنی: برای همیشه درکنار خانواده ماندن  

آزادی یعنی : آزاد بودن از اسارت

 

بعد ماهیها رو توی یک لگن  پر از آب  روی میز گذاشتیم بچه ها با دقت  به ماهیها  نگاه کردند و در مورد ماهیها با استفاده از کتاب دایره المعارف علوم صحبت کردیم  بعد با گل ماهی های مختلفی ساختیم و در آخر کار  بچه ها ماهیها رو به رودخونه کنار کانون بردندو رها کردند تا  این ماهی ها هم آزاد بشن .

 

 

|+| نوشته شده توسط مربیان مرکز در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 و ساعت 11:34  
 طرح ادبی

دوست دارم در آسما ن ببینم ...

رنگین کما ن زیبا را با هفت رنگ متفا وتش ببینم و ستا ره های درخشا ن را که به من چشمک می زنند. دوست دارم امام زما ن را که در حا ل ظهور با نورهای درخشا ن هستندببینیم.                                                                          فا ئزه غلامی

 دوست دارم در آسما ن آیینه ای ببینم که بزرگ باشد تا بتواند تمام خوبی ها وبدی های این دنیا را نشا ن دهد. دوست دارم دو دفترچه بزرگ در آسما ن ببینم که در یکی خوبی ودر دیگری بدی ثبت گرددتا مردم بیشتر خوبی را ببینندو خوبی کنند تا امام مهدی زودتر ظهور کند ودفترچه بدی ها سفید سفید باشد.

                                                                                       کوثرانگورج تقوی

 دوست دارم در آسمان آن کسانی را ببینم که در راه خدا شهید شده اند وبه آنا ن بگویم دوستشان دارم واز آنا ن ممنونم که با رشا دت ودلیری وطنی آرام وزندگی دوباره به ما بخشیدند

                                                                                       هانیه عیسایی

 دوست دارم خداوند متعا ل را در آسمان ببینم . ظهور امام زمان را ببینم . دوست دارم درآسمان ابری را ببینم که از غم سیا ه شده و بغضش با یک رعد و برق بترکد وآرام بگرید واز اشک خود گیاهان و جا نوران را سیراب کند.

                                                                                         ما ئده رمضان نیا

 دوست دارم در آسمان ببینم یک سفینه فضایی را که لحظه به لحظه به زمین نزدیکتر می شود و با انسانها رابطه دوستانه برقرار کند.

                                                                                            نادیا فقیه

 

دوست دارم در آسمان ببینم خدا را و با او حرف بزنم و هر سئوالی را که دارم از او بپرسم

                                                                                                                  نرجس کردی

|+| نوشته شده توسط مربیان مرکز در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 و ساعت 11:18  
 در کلاس شعر خوانی

در کلاس شعرخوانی امروز غزل نقدی این شعر را از بر برای بچه های دیگر خواند شعر قشنگی بود . حتما شما هم خوشتان می آید:

ساعت انشا بود

و چنین گفت معلم با ما

بچه ها گوش کنید

نظر من این است شهدا خورشیدند

مرتضی گفت شهید چون شقایق سرخ است

دانش آموزی گفت : آن درختی است که در باغچه ما می روید

دیگری گفت شهید چون چراغی است که در خانه ما می سوزد

مصطفی گفت شهید مثل یک نمره 20داخل دفتر قلب من و تو می ماند

|+| نوشته شده توسط مربیان مرکز در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 و ساعت 10:30  
 5مرداد

 

 

ولادت شاه کربلا قمر بنی هاشم حضرت ابوالفضل العباس بر همه شما مبارک باد.

امروز به مناسبت ولادت حضرت ابوالفضل العباس با معرفي شخصيت اين حضرت با آن شخصيت بزرگوار آشنا شديم . قصه زيباي باغ فرشته ها را كه درمورد جانباز بود شنيديم. يك طرح ادبي با موضوع سلام اي سقاي تشنه لب را نوشتيم .  مربي مان با ما در مورد جانبازان و مقام آنها  صحبت كرد. ما امروز به مقام بزرگ جانبازان پي برديم و فداكاري و ايثار آنها را فراموش نخواهيم كرد.  

 

منتخبي از طرح ادبي اعضا

 

سلام اي سقاي تشنه لب  تو جا ن خود براي تشنه لبا ن دادي در حا لي كه خودت هم تشنه بودي. تو اميدوار بودي كه مشك آب را به تشنه لبا ن برسا ني اما دشمنا ن نگذاشتند و دو دست تو را قطع  كردند. توبا جا ن ودل داشتي براي تشنه لبا ن آب مي اوردي اما دشمنا ن با تير و كما ن يك تير در مشك ويك تير در سينه ات فرو بردند . تو مثل يك جا نبا ز شجاع جنگيدي وبه شها دت رسيدي 

 

                                                                                   محمد جواد با قرزاده

 

 

 سلام اي سقاي تشنه لب مي داني كه رقيه تشنه لب است مي داني كه آبي نيست به خيمه ها برو و مشك آب را بگير و به رود برو و زود به خيمه برگرد. در راه مواظب باش برو و به سلامت برگرد.

بهزاد تقي زاده

 

 

سلام اي سقاي تشنه لب ولادتت مبارك من از دست دشمنان تو بسيار ناراحتم ....

منصور بحري

 

 

سلام اي سقاي تشنه لب كه براي امام حسين و بچه هاي  تشنه آب آوردي و به خاطر آنها شهيد شدي. ولادتت مبارك .

 

محمد رضا جعفر زاده

 

 

 

سلام اي سقا ي تشنه لب درود برتو اي سردار فداكار كربلا. من از رشا دتها و شجاعتها ي تو بسيار شنيده ام امروز روز زيبا يي است .همه جا را تزيين كرده اند وبوي عطر يا س در خيا بان مي پيچد. همه انسا نها مجذوب تو هستند . ما از شما درس آزادگي رشا دت شجاعت ياد گرفتيم . من شنيده ام كه تو يكي از زيبا ترين مردان قبيله بني ها شم بودي كه به شما لقب قمر بني ها شم داده اند .

 پوريا فقيه عبدالهي

|+| نوشته شده توسط مربیان مرکز در دوشنبه پنجم مرداد 1388 و ساعت 11:31  
 خورشید

 

خورشيد

مي خواهيم باخورشيد آشنا شويم :

خورشيد (شمس) sun

ستاره منظومه شمسي توده متراكم گازي شكلي است ؛ به نام خورشيد كه در مركز اين منظومه واقع شده است و 9سياره به دورآن مي گردند. حجم خورشيد بيش از 1300000برابر حجم زمين است حرارت سطحي آن 6093 درجه است  . حرارت و تشعشعات نوري آن نتيجه تبديل اتم هاي ئيدروژن و هليوم مي باشد . فتوسفر و كروموسفر و كرونا قسمت گازي شكل و ملتهب تشكيل دهنده ي خورشيد مي باشند . آن قسمت از حرارت خورشيد كه به جو زمين مي رسد 55%آن توسط لايه هاي جو زمين منعكس يا جذب شده و حدود 45%آن به زمين مي رسد.

 از دايره المعارف پيام (پوريا فقيه)

|+| نوشته شده توسط مربیان مرکز در دوشنبه پنجم مرداد 1388 و ساعت 9:48  
 دل نوشته ها
اعضا مرکز به مناسبت مبعث طرح ادبی با  موضوع خوش به حال آسمان نوشتند:

خوش به حال آسمان كه محمد را در روز بعثت ديد .

 او بود كه خاتم انبيا راديد كسي كه تن بت هارا به رعشه انداخت .

آسمان او را شناخت آن فرشته آسماني را .

آسمان محمد را در كوه نور ديد

 او به رسالت محمد پي برد

و ازرسالت او شادمان گرديد

(ناديا فقيه)

 

خوش به حال آسمان ... آري خوش به حال  او

در آن روز برگ او بسيار شادمان بو د .

او ديده بود چگونه آفريدگارش مقام بسيار سخت اما زيبايي به محمد عطا كرد

 آسمان آبي تر و شادتر از هميشه بود در آن روز بزرگ خداوند خواندن كتاب آسماني را به او آموخت و آن حضرت بعد از خواندن كلمات آسماني به بزرگترين مقام جهان يعني پيامبري رسيد.

(پرستو ناظريان)

 

|+| نوشته شده توسط مربیان مرکز در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 و ساعت 12:36  
 دستهای آسمانی

خدايا  از تو مي خواهم كه تمام آسمان ها ابرهاي قشنگ داشته باشند و زمين سرتا سر جهان سبز و بهاري باشد   

(هانيه عيسايي)

 خدايا  گل ها و درخت ها و سبزه زارها  را تشنه نگه ندار

(محدثه شيرواني فرد)

  پروردگارا  از تو مي خواهم به فقرا كمك كني تا چيز هايي كه مي خواهند به دست آورند  (مهتاب رهنما)

خدايا  من دوست دار تو هستم  و هميشه تو را دردل خود مي جويم

(نر جس حيدري)

خدايا از تو مي خواهم كه هيچ كس از من كينه به دل نگيرد

(مائده رمضان نيا)

 خدايا  خوبي هاي ما را در هم ضرب و بدي هاي ما را در صفر ضرب كن

(غزل نقدي)

 خدايا از تو براي تمام مردگان و كساني كه دستشان از دنيا كوتاه است آمرزش مي طلبم

( محدثه شيرواني)

 

 

|+| نوشته شده توسط مربیان مرکز در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 و ساعت 13:27